اعیان و منافع

اموال مادی که  با حواس ظاهری قابل درک و رویت هستند،  از جهتی بهین به عین و منفعت تقسیم می شود

 تعریف عین

معمولاً عین در مقابل منفعت قرار میگیرد و در این حالت تعریف آن چنین است عنوانی که وجود خارجی داشته و با حواس انسان مثل حس لامسه قابل درک باشد

البته نباید چون این پنداشت به منفرد وجود خارجی ندارد برگه منافع دو گونه اند برخی قابل دیدن و لمس وحس می باشند و برخی دیگر حکم مستقلا قابل دیدن و
لمس نیستند مثل سکونت خانه

این ذاتی است و تشخص و تحقق دارد و به طور مستقل در خارج وجود دارد و قابل احساس با یکی است حواس ظاهری می باشد   عین  گاهی جزئی است که صدق بر کثیر ندارد
مانند این کتاب و این فرش و گاهی عین کلی است و قابل ذکر بر مصادیق متعددی است مثل کتاب حقوق مدنی اموال و مالکیت.
عین گاهی مشاع است مانند ثلث خانه و گاهی مفروز و معین و تفکیک شده است

قابل توجه اینکه در عالم حقوق می توان عین و منفعت را از هم جدا کرد  چنان که مال که این یک نفر و مالک منافع شخص دیگری باشد به عنوان مثال صاحب ملک در عقد اجاره منافع آن را در قبال مبلغی به دیگری واگذار می کند و مستأجر مالک  منافع می شود مال که این از مالک منافع جدا می گردد

اقسام عین

قانونگذار در مواد ۳۳۸ و ۳۵۰ قانون مدنی  ۳ نوع از شایع‌ترین  عین هارا برشمرده که عبارتند از  عین معین کلی در ذمه و کلی در حکم معین یا کلی در معین

 

عین معین

آن است که در عالم خارج مشخص و معین و قابل اشاره بوده  و حد و حدود و ابعاد آن کاملا واضح و معلوم باشد مثل این کتاب یا آن زمین عین معین را عین شخصی یا عین خارجی نیز می نامند که بر دو نوع است : مفروز و مشاع

عین کلی فی الذمه (کلی)

مالی است که اوصاف و جنس و مقدار آن تعیین شود و در عالم خارج صادق بر افراد ادیده باشد

اینگونه اموال معمولاً در تعهدات مد نظر قرار می گیرند به عنوان مثال تعهد به تحویل ۱۰ دستگاه یخچال ۱۲ فوت آزمایش یاد تعهد به تحویل ۱۰ دستگاه.
اتومبیل پژو ۴۰۵ رنگ قرمز آپشن… در این حالت متعهد باید مطابق اوصاف تعیین شده نسبت به تحویل مال مورد نظر اقدام نماید.

اگر مصادیق زیادی دارای این اوصاف باشند متعهد آزاد است که هر کدام را که می خواهد تحویل بدهد اما نباید از فرد معلول تحویل دهد در اینگونه تعهدات شخص متعهد  موظف نیست که مال معینی را در مقام وفای به عهد به متعهدله بدهد  بلکه باید مصداقی از مصادیق موجود را انتخاب نماید که شرایط موضوع تعهد را داراست و آن را به متعهدله تسلیم کند متعهد در ایفای تعهد خود باید مالی را تحویل دهد که از دیدگاه عرف آن صفات و مقدار را داشته باشد  باید مصادیق خارجی اموالی که متعهد بوده و بر افراد عدیده صادق است را مشخص و تعهد خود را ایفا نمایند

موضوع قابل ذکر اینکه اگر مالی در قرارداد بیع به نحو کلی خرید و فروش شود باید سه چیز در آن مشخص و ذکر گردد  و در غیر این صورت معامله باطل است اول مقدار به عنوان مثال صد کیلو دوم به عنوان مثال برنج طارم  و سوم و سل مثل برنج طارم اعلای درجه یک

کلی در معین (در حکم عین معین)

هرگاه شخصی مقدار معین از مالی را که اجزا آن با هم مساوی هستند را مالک شود آن موضوع کلی در معین یا در حکم عین خارجی است لذا اگر شخصی یک کیلو از میوه‌های یک جعبه پرتقال را بخرد تا زمانی که یک کیلو جدا نشده حقی که خریدار در آن دارد کلی در معین است

کلی در معین را در حکم معین نیز گفته اند  زیرا یک کیلو پرتقال خارج از جعبه نبود و در ذمه فروشنده نیست البته مصداق آن نیز معین نیست چرا که تا زمانی که جدا نشده نمی توان گفت دقیقا کدام یک متعلق به است به همین جهت گفته می شود در حکم معین می باشد